قطع جیبی

 

نیمه شب است و همه در خوابند و  قلندر بیدار !

نمی دونم از فکرهای توی سرم بود یا خارش سر که بیدار شدم و حالا اینجام .

.

پنجشنبه عروسی یکی از دخترهای فامیل بود . در حین نگاه کردن به رقص ترکی دختر دایی وروجکم که توی عروسیها یه دقیقه نمی شینه و الحق رقصش نظیر نداره ، فهمیدم که رقص ترکی چقدر قشنگه . چقدر پر احساسه .و چقدر زن و مردی که باهم می رقصن حرف دارن برای گفتن به هم . یه جور کری خوندن و به رخ کشیدن توانایی . یکی در لوندی و به بند کشیدن و دیگری در نشان دادن قدرت و مردانگی .همراه با نوعی احترام .

هیچ از رقص معمول ایرانی که شامل قر دادن و به قول بچه ها عشوه خرکیه خوشم نمیاد .اگه رقصیدن یه هنره باید چیزی داشته باشه برای گفتن . باید نگاه کردن به یک رقصنده آدمو به وجد بیاره طوری که روحشو تا عرش پرواز بده ...

 

   + چیستا ; ٤:٢٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٧/۸/٥
    پيام هاي ديگران ()